![]() |
![]() |
|
| حرفای دل |
|
هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد،از پی اش بروید، هر چند راهش سخت و ناهموار باشد. هنگامی که با بالهایش شما را در بر می گیرد،تسلیمش شوید، گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحتان کند. وقتی با شما سخن می گوید،باورش کنید،گرچه ممکن است صدایش رؤیاهایتان را پراکنده سازد،همان گونه که باد شمال باغ را بی بر می کند. زیرا عشق همان گونه که تاج بر سرتان می گذارد،به صلیبتان می کشد. همان گونه که شما را می پروراند،شاخ و برگتان را هرس می کند. همان گونه که از قامتتان بالا می رود و نازک ترین شاخه هاتان را که در آفتاب می لرزند،نوازش می کند، به زمین فرو می رود و ریشه هاتان را که به خاک چسبیده اند،می لرزاند. عشق،شما را همچون بافه های گندم برای خود دسته می کند. می کوبدتان تا برهنه تان کند. سپس غربالتان می کند تا از کاه جداتان کند. آسیابتان می کند تا سپید شوید. ورزتان می دهد تا نرم شوید. آن گاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند،نانی مقدس شوید.
جبران خلیل جبران |
|
+ نوشته شده در
85/04/17ساعت 16:5 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهرباني ممنوع !!!!!!!!!!!!!!!!
دست سوزنده مشتاقت را در نهانخانه جيبت بگذار تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست با سر انگشتانت می جنگند ، دوستي مسخره است مهربانی ممنوع!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
گالری زیبا از عکسهای آرایش آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|