![]() |
![]() |
|
| حرفای دل |
|
سلام کاش میشد دستای ما جوهری بود دفتر گریه ی ما خط خطی بود توی کوچه باغ سبز عاشقی کودکد ساده دل و پاپتی بود می نوشتم مشق شب با چشم تو تو نگاه ینه پیدا می شدم می کشیدم عکس خورشید و تو خواب با طلوعت٬ صبح فردا می شدم کاشکی می شد در شب دلتنگی یام هر نگاه پنجره قاب تو بود خنده ات با هر سپیده می شکفت روی شب بو ٬ شبنم خواب تو بود اما افسوس سهم ما تنهایی شد مثل یه ماهی توی تنگ بلور اون روزا شد مثل خواب و خاطره شد ستاره تو شبای سوت وکور یا حق
|
|
+ نوشته شده در
85/04/14ساعت 12:44 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهرباني ممنوع !!!!!!!!!!!!!!!!
دست سوزنده مشتاقت را در نهانخانه جيبت بگذار تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست با سر انگشتانت می جنگند ، دوستي مسخره است مهربانی ممنوع!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
گالری زیبا از عکسهای آرایش آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|