![]() |
![]() |
|
| حرفای دل |
|
ساحل خبر نداری یارم تنهام گذاشته رفته با غم منو تنها گذاشته ساحل شدم تنهای تنها شدم تنهای بی کس ندارم یارویاور شدم تنهای بی کس یادت میاد یه روزی رو ماسه هات نوشتم اسم خودم و یارم با صدفات نوشتم ساحل یعنی تمومه هرچی که بینمون بود نمی دونم چی کار کرد اونی که بینمون بود ساحل اروم ندارم نمیشم انگار اروم ساحل به دریا بگو دیگه نا یی ندارم دیگه صدای موجاش واسم جلا نداره دیگه رنگ ابیش واسم صفا نداره یادت میاد با یارم زیر درخت کاجت نشته بودیم یادت میاد کنا رت روزو به شب رسونده بودیم خبر میداد غرش میکرد ماهم بهش می خندیدیم یادت میاد که با گریه هام می خندیدم یادش به خیر چه رویای تو گریه هام می خندیدم ساحل بیا ببین حالو هوایی ندارم حتی واسه اومدن دیگه نایی ندارم ساحل میرم کنارش اما تو نزار تنهام بزاره ساحل می خوام ببینمش اما میگه نمیشه ساحل نزار تموم شه هرچی که بینمون بود ساحل نزار بشیم تنها سا حل صداش تو گوشمه ساحل می خوام ببینمش همش میگه نمیشه نمیشه نمیشه نمیشه ........
|
|
+ نوشته شده در
87/11/24ساعت 19:25 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهرباني ممنوع !!!!!!!!!!!!!!!!
دست سوزنده مشتاقت را در نهانخانه جيبت بگذار تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست با سر انگشتانت می جنگند ، دوستي مسخره است مهربانی ممنوع!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
گالری زیبا از عکسهای آرایش آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|