![]() |
![]() |
|
| حرفای دل |
|
مهرباني ممنوع ! دست سوزنده مشتاقت را در نهانخانه جيبت بگذار تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست با سر انگشتانت می جنگند ، دوستي مسخره است مهرباني ممنوع ! و تو اي دوست ترين در نهانخانه جيبت بگذار دست سوزنده مشتاقت را ، من و تو بايد از سلسله بايدها دستانما ن را زنجیر کنیم ، با زبان دگران لحظه هامان را تفسير كنيم و نگوئيم كه بازيگر يك قصه معتبريم كاش ميدانستي كه نبايد حس كرد,كه نبايد دل بست در فضايي كه پر از همهمه آدمهاست من گرفتارترين تنهايم, تو گرفتارترين دل ما بسته وابستگي است قصه ماندن ما, طرح يك خستگي است؟!... ********************************************************* مي خواهي بروي، بي بهانه برو، بيدار نکن خاطره هاي خواب آلوده را صدايت همان صدا، نگاهت ناتني مي روي اگر، بگذار بيگانه بماند صدايت هم تو گل رها شده در آغوش دريايي، فرا خواهند گرفت تو را موجها و گرفتارت خواهد ساخت روزي محبت ساختگي ات، همان سند جعلي پهن مي شوم به سان راهها بر گامهايت و التماست کنم؟ اين، ممکن نيست ! شکستني نيست وقارم همانند قلبم پستي وآن گاه زندگي، روزگار خوشي نيست ! نمي گويم تو کوه سرفرازي، خم شو نمي گويم درمانم در دستان توست نه محبت پول خردي است در دستان تو و نه من گدايي دست گشوده فرا روي تو مي خواهي بروی.... اين راه، اين هم تو... تنها بدرقه ات خواهد کرد يک جفت چشم اگر رفتي، بدان، خواستي برگردي هر گاه بسترت بالشي خاردار خواهد بود مي خواهي بروي نه حرف بزن، نه چيزي بگو ! نيست شو چون غريبه ها در مه و دود دلبسته چه چيزي بودي، که نتوانستي بگويي و اکنون در پي ديدن هزار عيب مني مي خواهي بروي بي بهانه برو بيدار نکن خاطره هاي خواب آلوده را صدايت همان صدا، نگاهت ناتني مي روي اگر بگذار بيگانه بماند صدايت هم. |
|
+ نوشته شده در
86/10/06ساعت 12:16 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
مهرباني ممنوع !!!!!!!!!!!!!!!!
دست سوزنده مشتاقت را در نهانخانه جيبت بگذار تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست با سر انگشتانت می جنگند ، دوستي مسخره است مهربانی ممنوع!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
گالری زیبا از عکسهای آرایش آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|