![]() |
![]() |
|
| حرفای دل |
|
نفسم يهو گرفت و حالا ديگه من يه مرده م
عزرائيل شراب مرگ و داد به دستم اونو خوردم
پريدم سوي خداوند ، خداحافظ اي جماعت
يه ديوونه رفت از اينجا ، وعده ما به قيامت
مادرم گريه نکن جاي من اينجا راحته
من خوابيدم ميون قبر ، اين آخر شجاعته
رفقا بسه ديگه ، زود اشکاتونو پاک کنين
خاطره هاي قشنگو ، حالا ديگه خاک کنين
اوني که گريه هاشو هيچ وقت نديدين ، رفتو رفت
اوني که واسه دلش نقشه کشيديدن ، رفتو رفت
دخترک گريه نکن که ديوونه پيش خداست
آره اون رفته ولي با اين وجود فکر شماست
آدما خدانگهدار ديوونه پرنده شد
توي جنگ با زندگي آخرشم برنده شد
خدا جون بندتو درياب که مي خوام گريه کنم
من مي خوام قلبمو به سوسکاي قبر هديه کنم
با دلم خوب تا نکرد اين زندگيه بي صفت
پر بودش دور و برم از رفيق بي معرفت |
|
+ نوشته شده در
87/05/01ساعت 16:35 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهرباني ممنوع !!!!!!!!!!!!!!!!
دست سوزنده مشتاقت را در نهانخانه جيبت بگذار تا كه پابند نباشي به كسي دست بدهي خارهايي هستند كه ز سر پنجه دوست با سر انگشتانت می جنگند ، دوستي مسخره است مهربانی ممنوع!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
گالری زیبا از عکسهای آرایش آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|